X
تبلیغات
رایتل
3 آبان 1388


-خب دیگه بگو.

-من خیلی حرفا دارم عاطفه.

...

-چیو نگاه می‌کنی؟

-‌به‌کلی خیس شده‌ی.

-خودتو نگاه کن،‌ مثل موش آب‌کشیده شده‌ی.

-من از بارون خیلی خوشم می‌آد؛ می‌شوردم.

...

با من زندگی کن عاطفه؛ با من زندگی می‌کنی عاطفه؟

-کاش یه‌جا ماشین‌نویس بودم؛‌ کاش هیچ‌کیو نداشتم؛ اون‌وقت می‌شد یه‌جوری از این‌جا خلاص بشم. تو چی؟ تو هم حتما خیلی دلت می‌خواد از این‌جا خلاص بشی و بری.

-برم؟ چرا برم؟ من تازه دارم این‌جا رو می‌شناسم.

-تو از این‌جا خوشت می‌آد؟

-نمی‌دونم؛ ولی این‌جا از من یه‌کارهایی می‌آد که جاهای دیگه فرقی نمی‌کرد. تازگی فهمیده‌م که می‌تونم یه‌جوری بچه‌ها رو خوشحال کنم. من شاعر یا هنرپیشه نیستم ولی می‌تونم یه‌کارهایی براشون بکنم. ما داریم سالن مدرسه رو رو‌به‌راه می‌کنیم. درست کردن این سالن جای دیگه مهم نیست ولی این‌جا اهمیت داره خب؛ همین کافی نیست که من به‌ یه‌دردی می‌خورم؟

-خوش‌به‌حالت؛ پس تو چیزی کم نداری.

-من تو رو کم دارم عاطفه. با من زندگی کن؛ با من زندگی می‌کنی عاطفه؟

...

گفتم خیلی خوش‌وقتم خانم. متوجه نشدید؟

-فایده‌ای نداره؛ از اون جوابی نمی‌شنوی.

در من هیچ عنصر قهرمانی نیست. من هیچ مورچه‌ای رو نکشتم؛ با‌این‌وجود دخترتونو دوست دارم.

-بلندتر بگو، بلندتر؛ اون چیزی نمی‌شنوه.

...تو دیگه باید بری. برو.

-فکر کن عاطفه.

-خیله‌خوب؛ فکر می‌کنم. برو برو.

...

-ایست! ایست!

-ایستادن من ظاهریه آقا! زمین داره حرکت می‌کنه، پس من در حال حرکتم!

-ولی ممکنه سرما بخورین.

-من سرما بخورم!؟ من غیرممکنه سرما بخورم آقای پاسبان؛ من الان داغم.

-شما مستین!

-من امشب روئین‌تنم آقا! اون قرار شد فکر بکنه؛ اون راجع‌به من فکر می‌کنه؛ پس من دیگه چرا سرما بخورم!؟