X
تبلیغات
رایتل

۱- در زبان شیرین فارسی برای پیوندِ مضاف و مضاف‌الیه یا موصوف و صفت، کسره بین آن‌ها قرار می‌گیرد: لیوانِ من، انسانِ خوب؛ پس "لیوانه من" یا "انسانه خوب" چی؟ -نداریم!
۲- در زبان شیرین فارسی، وقتِ شکسته‌نویسی (نوشتن ِجملات به‌صورت محاوره‌ای آن‌ها)، "است/هست" به "ه" کوتاه می‌شود؛ پس "حالش خوب است" می‌شود: "حالش خوبه"؛ یعنی که "حالش خوبِ" چی؟ -نداریم! همین‌طور بعضی فعل‌های دیگر:
"بشَوَد"--->"بـِشه" (و نه "بـش ِِ""می‌رود"--->"می‌ره" (و نه "می‌ر ِ").

۳- در همین زبان شیرین و باز در همان‌وقتِ شکسته‌نویسی، وقت صحبت از/اشاره به چیز ِمعرفه (مشخص) باز از "ه" استفاده می‌کنیم: اون دختره (که گفتم)، اون‌کتابه (که خریده بودم)، همون‌مداده (که شکسته پس در این‌معانی، "اون‌دختر ِ"، "اون‌کتابِ" و "همون‌مداد ِ" هم... آاباریکلا... نداریم!

۴- راه تشخیص که "ه" نیاز داریم یا نه: اگر موارد ۲ و ۳ بود، نیازه (یعنی نیاز هست!)، در غیر این‌صورت غلط می‌کنید که "ه" بگذارید؛ (برنخوره! (یعنی برنخورَد!) غلط را به‌معنی افغانی آن، اشتباه بگیرید لطفا!)

۵- راه تشخیص دوم که "ه" نیاز است یا نه: استفاده از مورد ۱؛ یعنی که چون مضاف‌ و مضاف‌الیه

نازنینش یا صفت و موصوف عزیزش طاقت دوری از هم ندارند، همیشه با هم می‌آیند. بنابراین اگر

کلمه‌ای که می‌خواهید تهِ آن "ه" بگذارید کلمه‌ی دیگری پشت خود دارد که نمی‌شود بینشان فاصله

انداخت، "ه" نگذارید: "بارون ِ خوش"؛ درمقابل ِ "بارونه": "باران است".

۶- درصورتی که راه‌های ۴ یا ۵ را نفهمیدید -یا فهمیدید اما کمکی نکردند!ـ برعکس ِآن‌چه در ذهن دارید عمل کنید؛ اگر می‌خواهید "ه" بگذارید، نگذارید وگرنه بگذارید!

 

 

 

دوره‌ی پیشرفته!: محل‌های دیگر مشاهده‌ی پسوند "ه":

صفت نسبی: روزه، سده، باده

اسم‌ِ تشبیه:‌ دسته، دهنه، لبه

اسم ِابزار: ماله، گیره، تابه، شانه

صفت ‌مفعولی: گداخته، بسته، سوخته

صفت فاعلی (به‌صورت –نده): راننده، پرستنده، دونده

صفت/قید (به‌صورت –انه): جوانمردانه، زنانه

اسم‌ از صفت: جوانه

اسم‌ مکان: آباده

حاصل‌مصدر: مویه، خنده

تحقیر/تصغیر: پسره، مرتیکه

....

و البته یادمان نرود که "ه" در بعضی کلمات، مخصوصا اسم‌ها، پسوند نیست بلکه جزء خود کلمه است: سینه.