X
تبلیغات
رایتل

تازگیا رفته تو خط لیوبا آندریوونا. ولی کور خونده؛ لیوبا عاشق سیمونه؛ سیمون هم که تو حسرتِ ساشا ایوانوونا آه‌های یه‌خطی می‌کشه؛ عوضش ساشا یه‌دل نه صد‌دل...

-بس کن! حالم از این‌همه ابتذال به‌هم می‌خوره.

-این زندگیته رفیق؛ اگه مبتذله عوضش کن.

-آره این‌دفعه رو خوب گفتی. عوضش می‌کنم. اگه عوض نکنم، ‌اگه عوض نشم اصلا واسه چی انقلاب کرده‌یم!؟



جِی‌جِی‌! چقد دوستم داری؟

-اگه بخوام درصدی بگم... حدود شست‌درصد دوسِت دارم!

-کافی نیست جی‌جی؛ الاغتو وردار بزن به‌چاک. دیگه‌ام این‌‌جا نیا.

-خانم اگنس!

-برو جی‌جی.

-...درسته شست‌درصد دوستتون داریم اما چهل‌درصدِ باقی رو خاطرخواتون هستیم. به‌شرفِ ریچارد برتون که عشقه!

-اوهوم؟

-اوهوم.

 


پرده‌ی شانزدهم: آفتاب می‌دمد

-من دیشب خوابی ندیدم؛ عجیب نیست؟

-من دیشب خوابی ندیدم؛ خیلی عجیبه.

...

-وقتی دیدم صورتتو می‌زنی و سراغ صبحانه می‌گیری، وقتی دیدم آب داره می‌جوشه و لیوانا تو سینی منتظره...

-آه.. چه لحظه‌هایی رو گم کرده بودیم...


پرده‌ی بیستم: دسته‌گلی برای همیشه

چرا صدام می‌لرزه؟ -اشکال خطه عزیزم. می‌خوام خبری راجع‌به پدرت بهت بدم. می‌شه اول یه لیوان آب بذاری دم دستت؟


موسیقی گشایش مجلس شبیه در ذکر مصائب...