دل‌تنگی ۱۵

از سطح ِسنگ

تو زمزمه‌یِ بادِ نهان بودی

تو دانش ِآفتاب گشتی

میراثِ ذره‌هایت را

با زمزمه‌یِ نهانِ باد می‌بُردم

 

با زمزمه‌یِ نهانِ باد

من سطح ِسنگ می‌شدم

که آرزویِ شکاف‌برداشتن

از نیرویِ پنهانی ِیک گیاه را می‌مُردم

 

 

 

                   رویا

برای سپینود


بشنوید

موسیقی خوب را با بلندگوهای کامپیوتر

نـشنوید

 

...

هزار پله به دریا مانده است

که من از عمر خود چنین می‌گویم.

 

 

احمدرضا احمدی

خواستین ایران رو بشناسید بی‌آر‌تی سوار شین آزادی-تهران‌پارس رو؛ خبرای تهران رو خواستین بگیرین تاکسی بشینین از انقلاب تا فردوسی؛ دانشجوها را خواستین ببینین –البته فقط دختراشونو، پسراشون معلوم‌ نیس کدوم گوری‌ان همیشه‌ی خدا!- سر ِوصال تا بعدِ کالج رو گز کنین؛ اگرم از قدیما گم‌شده‌ای داشتین کافیه سر‌ ِراه پنج‌ دیقه چهارراه‌ ولی‌عصر وایسین –فرقی نمی‌کنه کدوم‌ورش.

 

پی‌نوشت: خط شبانه‌ی همان بی‌آر‌تی، تهرانِ زیر ِخط را نشانتان می‌دهد.

حبیتک

بشنوید

بشنوید

ببینید


به‌روزهای سرما و زمستان (باران)۱

سنگ‌فرش ِخیابان برکه‌ای است
و خیابانْ غرق آب
دختر از خانه‌ی قدیمیش بیرون می‌آید
پسری می‌گویدش: چشم‌به‌راهم باش
و دختر چشم‌به‌راهش‌ می‌ماند
اما او می‌رود و فراموشش می‌کند
و دختر به‌زمستان می‌پژمرد

 

به‌تابستان دوستت می‌داشتم، به‌زمستان دوستت می‌داشتم
به‌تابستان چشم‌به‌راهت ماندم، به‌زمستان چشم‌به‌راهت ماندم

چشمانت تابستان و چشمانم زمستان

و دیدارمان، دلبندم، ورای تابستان و زمستان

غریبه‌ای گذشت و نامه‌ایم داد
دلبندم با اشکِ غم نوشته بودَش

گشودمش، اما حروف از بین رفته بودند
روزها گذشتند و سال‌ها جدامان کردند
و حروف نامه را باران (زمستان) پاک کرد

 

-------------------------------------------------------

۱- شتی، باران و زمستان هر دو را معنی می‌دهد.

نیم‌ قرنه که تهران ترافیک داره؛ وقتش نشده یه بهونه‌ی کمی‌تازه‌تر واسه دیرکردناتون پیدا کنید!؟

نکته‌ی کنکوری: S ِ آخر ِSMS اولِ کلمه‌ی SERVICE به‌معنی خدمات است؛ آن‌چه که شما می‌فرستید، می‌زنید، می‌کنید، می‌‌نمایید، می‌دهید یا می‌ایئید، SM (به‌معنای پیام ِکوتاه) است!

جستجو

...و سرخی از لبان تو   شیر از انگشتان من به یغما می‌رفت
                                                           تا هر دو
                                                           خاموش شوند...

 

 

 

             محمد مختاری

جای شعر!


جماعتـیم مُجهز ِجمیع ِجدید‌ترین تجهیزاتِ جهان

جواب نمی‌دانم اما

که چرا

     هراَزچند

       جواب ِمسیجی

          چون‌این می‌شود:

                 «ببخشید شما!؟»

و جوابِ مسیج ِجواب‌ چون‌این:

«ئه! جیران جان! تویی جِدّن!؟

می‌بخشی! من همه‌ی کانتکت‌هایم پریده‌ است!»...

 

آی... جوادانِ آن‌جایِ‌‌فُلان‌جِردِهان که ماییم

           بی‌ـ‌سواد ِساختن ِ‌نسخه‌‌ای پشتیبان...